عنصری · قطعات و ابیات پراکندهٔ قصاید

شمارهٔ ۲۱

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
اگر چه تنها باشد همه جهان با اوست
۲
و گرچه با او باشد همه جهان تنهاست
۳
گناه دشمن پوشد چو تیره گشت بعفو
۴
بچیرگی در عفو از شمایل حکماست
۵
عجب مدار ز من گر مدیح او گویم
۶
که هرک گوید جز من بمدح او گویاست
۷
ز فضل و مخبر و منظر بر او گوا بس کن
۸
که آشکارٍۀ مرد از نهان مرد گواست
۹
بسان آب و گیا خدمتش قرار دلست
۱۰
بلی دل آنجا گیرد قرار کآب و گیاست
۱۱
مدار نام نکو گرد فضل نیک بود
۱۲
که فعل نیکو فضلست و نام نیک زکاست
۱۳
صلاح بندۀ مخلص که دائم افزون باد
۱۴
و آن کسی که همی نفی جست شد کم و کاست

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.