شمارهٔ ۳۰
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
فغان زان پریچهر عیار یار
۲
که با منش دائم به پیکار کار
۳
دو زلف سیاهش بماند بدان
۴
که دو زاغ دارد بمنقار قار
۵
دهانی چو یک نار دانه دو نیم
۶
مرا هست در دل از آن نار نار
۷
بنزد بزرگان بزرگم ولی
۸
بنزدیک آن چشم خونخوار خوار
۹
بیاد توام نوش گردد همی
۱۰
بکام اندرون زهر و دشوار وار
۱۱
چنان گشتم از فرقت آن نگار
۱۲
که بر من ز عشقست بلغار غار
۱۳
اگر طمع کردی بجان و دلم
۱۴
بدست و دل و جان تو بردار دار