ازرقی هروی · قصاید

شمارهٔ ۳۲

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ایا بجود و بآزادگی بدهر مثل
۲
جهان بکلک تو و کف تو فکنده امل
۳
چگونه رنجه نباشم برنج تو ؟ که مرا
۴
ز نعمت تو بود مغز استخوان بمثل
۵
اگر ز فکرت تو دوش خواب خوش کردم
۶
چه من رهی ، چه پرستندگان لات و هبل
۷
وگر خلاص تو امروز دیرتر بودی
۸
بجان بنده غم آورده بد پیام اجل
۹
خدای عزوجل فضل کرد با تن تو
۱۰
بشکر کوش بپیش خدای عز وجل
۱۱
سعادت تو ز بر دست گشت و نیک آورد
۱۲
که حلق خصم تو گیرد زمانه زیر بغل
۱۳
نه دولتیست که آنرا بود هنوز و بال
۱۴
نه شادییست که آنرا بود هنوز بدل

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.