Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
امیر معزی · غزلیات

شمارهٔ ۱۶

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ترکی ‌که همی بر سمن از مشک نشان ‌کرد
۲
یک باره سمن برگ به شمشاد نهان‌کرد
۳
تا ساده زَنَخ بود همه قصد به ‌دل داشت
۴
واکنون که خط آورد همه قصد به‌جان کرد
۵
چون زلف به خم بود مرا پشت به‌ خم‌ کرد
۶
چون تنگ دهان بود مرا تنگ جهان کرد
۷
دل بسته مرا باز بدان بند کمرکرد
۸
خون بسته مرا باز بدان بسته میان‌کرد
۹
گفتم که‌ کمر باز کنی طبع دژم‌ کرد
۱۰
گفتم که مرا بوسه دهی روی‌گران‌کرد
۱۱
در جستم و بگرفتم و بنشاندم و گفتم
۱۲
یارب زچنین روی نکو صبر توان کرد!
۱۳
صد بوسه زدم بر دهن و زلفش وگفتم
۱۴
صد شکر مرآن راکه چنین زلف و دهان‌کرد

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.