امیر معزی · غزلیات

شمارهٔ ۳۸

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای پسر ما دل ز تو برداشتیم
۲
بار عشق تو به تو بگذاشتیم
۳
تا تو ما را دوست از دل داشتی
۴
ما تو را چون جان و دل پنداشتیم
۵
چون تو برگشتی و دل برداشتی
۶
از تو برگشتیم و دل برداشتیم
۷
ما همین پنداشتیم از تو نخست
۸
هم چنان آمد که ما پنداشتیم
۹
تا کی از بدمهری و بیگانگی
۱۰
ما تو را بیگانه‌وار انگاشتیم
۱۱
چند از این قلاشی و ناداشتی
۱۲
ما نه قلاشیم و نه ناداشتیم
۱۳
مهر خرسندی کنون بر دل زدیم
۱۴
تخم صبر اندر دل و جان کاشتیم
۱۵
بر سرکوی تو خواندیم این غزل
۱۶
رخت بر بستیم و دل برداشتیم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.