امیر معزی · غزلیات

شمارهٔ ۴۸

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای آفتاب یغما ای خَلُّخی نژاده
۲
هم ترک ماه رویی هم حور ماه زاده
۳
هستی به مهر و خدمت استاده و نشسته
۴
هم در دلم نشسته هم پیشم ایستاده
۵
گه راز من‌گشایی زان زلفکان بسته
۶
گه اشک من‌گشایی زان دو لب‌گشاده
۷
تو سیم ساده داری در زیر مشک سوده
۸
من لعل سوده دارم بر روی سیم ساده
۹
گر بی تو شادی آرم یارم مباد شادی
۱۰
ور بی‌تو باده نوشم نوشم مباد باده
۱۱
دارم ز دست عشقت دو دست بر سر و دل
۱۲
بر سر یکی فکنده بر دل یکی نهاده
۱۳
از دیده آب ریزم وز دل فروزم آتش
۱۴
با هر دو چیز هستم خرمن به باد داده
۱۵
دیدم بسی عجایب زین طرفه‌تر ندیدم
۱۶
چشمی پرآب و آتش بر خرمن اوفتاده

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.