امیر معزی · غزلیات

شمارهٔ ۵۷

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
آن‌ که از سنبل نقاب ارغوان آرد همی
۲
عیش او بر چهرهٔ من زعفران کارد همی
۳
هر کجا خواهم‌ که دریابم سبک دیدار او
۴
باز یابم زو که با من سرگران دارد همی
۵
ابر دیدستی‌ که باران بارد اندر نوبهار
۶
دیدهٔ من خون دل را همچنان بارد همی
۷
تا گل وصلش فرو پژمرده در باغ دلم
۸
خار هجرانش مرا در دیدگان خارد همی
۹
روزگار و کار من در وصل او آمد بسر
۱۰
روزگار هجر او کارم به‌ جان آرد همی

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.