امیر معزی · قطعات

شمارهٔ ۱۱

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
جهان ‌گشاده ثنای تو را چو شیر دهان
۲
زمانه بسته رضای تو را چو تیر کمر
۳
غبار موکب تو کرده چشم گردون کور
۴
صهیل مرکب تو کرده گوش گردون کر
۵
فکند رمح تو هر ساعتی از آن مردم
۶
ربود تیغ تو هر لحظه‌ای از آن لشکر
۷
هزار جوشن و تن در میانهٔ جوشن
۸
هزار مغفر و سر در میانه مغفر

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.