حکیم نزاری · غزلیات

شمارهٔ ۱۵

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
عیبم مکن که دوست ندارم رقیب را
۲
کز دست او به خواب نبینم حبیب را
۳
گر من شکایتی کنم از غصه رقیب
۴
از باغبان رسد گله ای عندلیب را
۵
ای من غریب شهر تو دانی نه لایق است
۶
گر جانبی نگاه نداری غریب را
۷
من جهد می کنم به وصالت ولی چه سود
۸
دولت مساعدت نکند بی نصیب را
۹
بیمار عشق و دردِ دل و صحت و دوا
۱۰
ممکن که در خیال نگنجد طبیب را
۱۱
در مکتب معلّم عشق و مجال آن
۱۲
باشد محال ابجد هوّز ادیب را
۱۳
با دوست غم مدار ز دشمن نزاریا
۱۴
با خویشتن مبر به مصلا صلیب را

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.