شمارهٔ ۱۹
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
گر تو نگویی به من من به که دانم ترا
۲
در نظر دیده ای دیده از آنم ترا
۳
من به خود الا چو خود هیچ نبینم دگر
۴
حیف بود گر زخود باز ندانم ترا
۵
هستی من نیستی جز به وجود تو نیست
۶
بود توانم به تو دید توانم ترا
۷
هرچه تو گویی بیا آمدم از تو به تو
۸
من کی ام اندر میان هم به تو خوانم ترا
۹
هم تو نهی بر دلم دست و ترحّم کنی
۱۰
از تو به بازوی خود کی بستانم ترا
۱۱
من به جهان در که ام کالبدی نیم جان
۱۲
گر تو نگویی که من جان و جهانم ترا
۱۳
جان نزاری به تو زنده والّا نبد
۱۴
با تو توان بودنی بی تو، چه دانم ترا