حکیم نزاری · غزلیات

شمارهٔ ۲۷

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
در عشق اعتبار منه صلح و جنگ را
۲
زیرا نشانه ی دگرست این خدنگ را
۳
تا از خودی خود نبرندت برون تمام
۴
از دامن تو باز نگیرند چنگ را
۵
هر گه که گشته باشی در ذات دوست محو
۶
دیگر حجاب تو نکند نام و ننگ را
۷
چون نفس مطمئنه به مرکز قرار یافت
۸
زان پس چه اعتبار شتاب و درنگ را
۹
زان خاصیت که در سکنات غزال هست
۱۰
هرگز به وقت حمله نباشد پلنگ را
۱۱
روشن دلان به آینه محتاج نیستند
۱۲
زیرا کز ابتدا بزدودند زنگ را
۱۳
فرهاد کی فریفته ی بی ستون شدی
۱۴
گر بر محک زدی دل شیرین و سنگ را
۱۵
بی چاره جان نبرد ز شیرین عشق از آنک
۱۶
با نوش شهد تعبیه دارد شرنگ را
۱۷
پهلو چگونه ساید با پیل عشق ، عقل
۱۸
کز نیل ، بی درنگ در آرد نهنگ را
۱۹
گر زلف و روی دوست نبینی نزاریا
۲۰
از هم چگونه فرق کنی صلح و جنگ را

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.