شمارهٔ ۶۶
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
غذا چون کنم دردی از آفتاب
۲
موافق تر الحق می از آفتاب
۳
بیا ساقیا ساغری ده به من
۴
که عکسش بریزد خوی از آفتاب
۵
سر خشک مغز پر آشوب من
۶
به می گرم کن تا کی از آفتاب
۷
خیالم ز ماه قدح لمحه یی
۸
جدا نیست همچون فی از آفتاب
۹
نه در جام کی می نمودی جهان
۱۰
چه کم بود جام کی از آفتاب
۱۱
ز جام صبوحی گریزان مباش
۱۲
چو خفاش در هر پی از آفتاب
۱۳
به می کن دوای نزاری مساز
۱۴
چو حربا دواءالکی از آفتاب