حکیم نزاری · غزلیات

شمارهٔ ۶۹

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای در نقاب حسن نهان کرده آفتاب
۲
خطّی بر آفتاب کشیده ز مشک ناب
۳
آتش فکنده در جگر لاله عارضت
۴
وز برگ نسترن بر و رویت ببرده آب
۵
باد صبا ز بوی عرقچین نازکت
۶
چون روضه از روایح فردوس مستطاب
۷
لاله ز غیرت رخ گل گون تو به داغ
۸
سنبل ز رشک گیسوی مفتول توبه تاب
۹
گر بگذرد ز بغلتاق تو نسیم
۱۰
بر گل ستان ز آتش غیرت شود گل آب
۱۱
عیبت همین که دیر به ما می رسی و زود
۱۲
بنیاد عهد می کنی و می کنی خراب
۱۳
آرام نیست بی تو دل بی قرار ما
۱۴
دانی به خون خویش چرا می کند شتاب
۱۵
مشتاق را شکیب نباشد ز روی دوست
۱۶
سیماب را گریز نباشد ز اضطراب
۱۷
بی وجه بود خطّ تو بر وجه خون من
۱۸
بر خون من چه حاجت خطی ست نا صواب
۱۹
غوغای غمزه ی تو ز مغزم ببرد هوش
۲۰
سودای نرگس تو ز چشمم ربود خواب
۲۱
رنگ لب تو دارد برگ نشاط تو
۲۲
زان فتنه شد نزاری شوریده بر شراب

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.