شمارهٔ ۸۴
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
چو عشق پرده بر افکند و عقل شد محبوب
۲
چه باک که از آن به دیوانگی شدم منسوب
۳
به عشق پرتو خورشید عشق می جویم
۴
وگرنه عقل چه بیند به دیده ی معیوب
۵
قدم چو باز نگیرم همه به دست آرم
۶
علی الخصوص چنین طالب و چنان مطلوب
۷
به صدق دشمن جانیم و در نمی گنجد
۸
محبت دگری با محبت محبوب
۹
هزار سلسله بر هم شکسته ام آخر
۱۰
که راست طاقت چندین شکایت از رخ خوب
۱۱
فراق لیلی و بی صبری من مجنون
۱۲
نسیم یوسف و خرسندی دل یعقوب
۱۳
نزاریی که به دیوانگی سمر باشد
۱۴
از او محال بود صابری هم از ایوب