Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
حکیم نزاری · غزلیات

شمارهٔ ۱۱۱

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
دلم چو زلف پریشان دوست پر تاب است
۲
ز سوزناکی چو ماهیی که بر تابه‌ست
۳
از آن زمان که بدیدم پر آب چشمانش
۴
کنار من ز سرشک دو دیده غرقاب است
۵
گزاف نیست ز سیلاب دیده گر گویم
۶
به جنت بحر کنارم محیط پایاب است
۷
چو پیش چشم بر استد خیال ابروی دوست
۸
گمان برم که مرا روی در دو محراب است
۹
محققان نپسندند بر دو قبله نماز
۱۰
دو سکه بر درمی کار مرد قلّاب است
۱۱
تهی شده ست دماغم ز فرط بیداری
۱۲
ولی چه سود که بختم همیشه در خواب است
۱۳
دگر کسان ز رقیبان دوست بگریزند
۱۴
پناه جان نزاری جواز بوّاب است

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.