شمارهٔ ۱۲۸
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
آوازه آن جمال برخاست
۲
ما را طمعِ محال برخاست
۳
از حسنِ جمال او خبر شد
۴
جانم ز پیِ وصال برخاست
۵
در دیده خیالِ وصل بنشست
۶
سودا همه زین خیال برخاست
۷
بنمود جمال و باز پوشید
۸
تا این همه قیل و قال برخاست
۹
غوغایِ قیامتی دگربار
۱۰
از حاسدِ بد سگال برخاست
۱۱
ای دوست درآ و فارغم کن
۱۲
کز خویشتنم ملال برخاست
۱۳
عمرم ز بس انتظار بگذشت
۱۴
صبرم ز بس احتمال برخاست
۱۵
عشق آمد و رستخیز حیرت
۱۶
از عقل شکسته حال برخاست
۱۷
پندار نزار یا قیامت
۱۸
پیش از تو به چند سال برخاست
۱۹
مردانه ز پیشِ خویش برخیز
۲۰
اینک حُجُب از جمال برخاست
۲۱
هرگز نرسد به هیچ مقصد
۲۲
هر کز قدمِ رجال برخاست
۲۳
در بادیهء امید باید
۲۴
تشنه ز لبِ زلال برخاست