شمارهٔ ۱۳۵
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
همین که از برم آن سرو نازنین برخاست
۲
ز اندرون دلم آه آتشین برخاست
۳
ز هر کجا که به جای دگر به طالع سعد
۴
نزول کرد قیامت از آن زمین برخاست
۵
نمود از طرف برقع آفتاب جمال
۶
ز عاشقان جهان الغیاث ازین برخاست
۷
به راستی که اگر چه نشسته در جان است
۸
به قامت از چمن باغ دل چنین برخاست
۹
به رغم اگر چه رقیبش نشسته هم پهلوست
۱۰
ولی چه چاره که از خار انگبین برخاست
۱۱
چه قادرست به تاراج جان و غارت دل
۱۲
به ترک تاز چو یاغی که از کمین برخاست
۱۳
هزار دل به در افتد چو زلف بفشاند
۱۴
ز نیفه ها که از آن نافه های چین برخاست
۱۵
به هر لطیفه که پیوست در محاسن او
۱۶
ز بام سدره به تحسینم آفرین برخاست
۱۷
زمانه در پی آزار من چنان که هلیل
۱۸
به کینه در طلب هرمز حزین برخاست
۱۹
نزاریا مخور اندیشه کاین همه شر و شور
۲۰
به روزگار تو از رای خرده بین برخاست