Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
حکیم نزاری · غزلیات

شمارهٔ ۱۶۱

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
آن را که در فراق صبوری مسلم است
۲
آه از دلش که سخت تر از سنگ محکم است
۳
بیچاره من که از تف دود دلم ز حلق
۴
بر هر نفس که می‌رود آهی مقدّم است
۵
گر سینه ام نه کورهٔ آهنگرست چیست؟
۶
کز سوز اندرون نفسم آتشین دم است
۷
هرشب خیال روی تو در چشم های من
۸
چون عکس روز بر سر دریای قلزم است
۹
دربند عشق دوست به دربند چون بود
۱۰
دربند چه معاینه باب جهنم است
۱۱
گویند هولناک بود روز رستخیز
۱۲
یعنی شب فراق به تشویش از آن کم است؟
۱۳
از غم اگر بمرد کسی در فراق دوست
۱۴
آن کس به اتفاق منم وان غم این غم است
۱۵
خرّم وجود آنکه ببیند تو را به خواب
۱۶
یا خود بدان رسد که وصالش مسلم است
۱۷
یادآور از نزاری محنت کشیده کو
۱۸
هر جا چنان که هست به یاد تو خرّم است

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.