Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
حکیم نزاری · غزلیات

شمارهٔ ۱۹۰

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
شاد کن جان من که غمگین است
۲
رحم کن بر دلم که مسکین است
۳
روی بنمای تا نظاره کنم
۴
کآرزوی من از جهان این است
۵
دل بیچارگان به وصل دمی
۶
شادمان کن که نیک غمگین است
۷
گه گهم یاد کن به دشنامی
۸
سخن تلخ از تو شیرین است
۹
بی رخت دین من همه کفر است
۱۰
با رخت کفر من همه دین است
۱۱
دل به تو دادم و ندانستم
۱۲
که تو را ناز و کبر چندین است
۱۳
ننوازی و بس بیازاری
۱۴
آخر ای دوست این چه آیین است
۱۵
کینه بگذار و مهربانی کن
۱۶
که نزاری نه در خور کین است

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.