شمارهٔ ۱۹۲
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
می بده که در دادنِ می یاری هاست
۲
کار این است دگرها همه بی کاری هاست
۳
هیچ آرامش و آسایش و آسانی نیست
۴
در عنا خانه دنیا همه دشواری هاست
۵
به خلافِ فقها پیر خرابات منم
۶
که میانِ ورع و می کده بیزاری هاست
۷
گو ملامت گرِ بی فایده خود را دریاب
۸
در دل آزاریِ عشّاق گرفتاری هاست
۹
نیک بخت است که بر وی نبود پوشیده
۱۰
که عقوبت همه مشتق زدل آزاری هاست
۱۱
درد و رنج و غم و اندوه و ملامت بر دل
۱۲
بارِعشق است و بر او این همه سربار ی هاست
۱۳
تلخیِ شربت هجران و ترش روییِ صبر
۱۴
شور بختا که چنین محتملِ خواری هاست
۱۵
هر نزاری چو نزاری نبود بی زر وزور
۱۶
چه کند زاری و خود پیشه او زاری هاست.