شمارهٔ ۲۸۸
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
مرا سودایِ تو دیوانه کرده ست
۲
ز خویش و آشنا بی گانه کرده ست
۳
فغان از چشمِ دل دزدت که چشمم
۴
چو گوشَت معدنِ دُردانه کرده ست
۵
خطی آوردی و با من همان کرد
۶
که سوزِ شمع با پروانه کرده ست
۷
از آن مستم که ساقّیِ محبّت
۸
پیاپی بر سرم پیمانه کرده ست
۹
نخواهد هرگز از می توبه کردن
۱۰
دلم عزمی چنین مردانه کرده ست
۱۱
عبادت خانه یی دارند هر کس
۱۲
نزاری قبله از می خانه کرده ست