Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
حکیم نزاری · غزلیات

شمارهٔ ۳۰۱

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
دانی مرا به توبه چرا التفات نیست
۲
زیرا که روی توبه ما در ثبات نیست
۳
در آتش فراغ اگر می نمیخورم
۴
تسکین التهاب به آب فرات نیست
۵
گو گرد راز آتش باکو شنیده ای
۶
کز سوختن به غربت قلزم نجات نیست
۷
دودی سیه به جای نفس میرود ز حلق
۸
عهد فراق و مدت هجران حیات نیست
۹
با شاهدان مجالست و توبه برقرار
۱۰
این خود حکایتی است که در ممکنات نیست
۱۱
در صحبت رنود خرابات و متّقی
۱۲
چیزی طمع مدار که در کاینات نیست
۱۳
با شاهدان کوی خرابات های و هوی
۱۴
زین بت پرست حاجت عزّی و لات نیست
۱۵
مایل به روح و راح چو حاجی به کعبه ایم
۱۶
این جا مجال شرح و محل صفات نیست
۱۷
آنجا که پرتو حسنات مهیمن است
۱۸
ماهیّتی ز مظلمه ی سیئات نیست
۱۹
ماییم و پای خنب نزاری و دست دوست
۲۰
از ما ببر اگر سر پیوند مات نیست
۲۱
تن در زفان خلق ده و ترک توبه کن
۲۲
ممکن نمیشود سر این قصه هات نیست

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.