Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
حکیم نزاری · غزلیات

شمارهٔ ۳۱۱

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
پیوند عشق را به جفا انقطاع نیست
۲
با دوست در مطالبه ی جان نزاع نیست
۳
میراث فطرت است که لیلی همی برد
۴
با هیچکس دگر دل مجنون مشاع نیست
۵
مقصود او تمام به لیلی سپردن است
۶
ورنه غرض ز وحشت مجنون سباع نیست
۷
آتش در او فتاد ، ز خرمن طمع ببر
۸
آنجا که حکم عشق برفت امتناع نیست
۹
بتوان کشید جور رقیب از برای دوست
۱۰
می روح پرور است ولی بی صداع نیست
۱۱
ممکن نمیشود که کند دل به صبر خوی
۱۲
اضداد را به هیچ وجوه اجتماع نیست
۱۳
طوفان رستخیر که گویند هایل است
۱۴
گر هست جز قیامت روز وداع نیست
۱۵
هرگز زبون عشق نگشتی خرد ولیک
۱۶
کس را بر اقتضای قضا اطّلاع نیست
۱۷
هیچ از خرد قبول نصیحت نمی کنم
۱۸
دانی چرا که گوشم بر استماع نیست
۱۹
با دیو نفس کوش وگرنه نزاریا
۲۰
هر صف شکن ز روی حقیقت شجاع نیست
۲۱
هر دم میار قلب به بیّاع گاه عشق
۲۲
کز قلب کم عیار تو کمتر متاع نیست

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.