شمارهٔ ۳۲۵
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ای جا که منم تا به خرابات بسی نیست
۲
لیکن چه کنم محرم این راز کسی نیست
۳
بر سر بتوان رفت به منزل گه محبوب
۴
سهل است پیاده بروم گر فَرَسی نیست
۵
پنداشتم اوّل که مرا خاص مرایی
۶
در هیچ سری نیست که از تو هوسی نیست
۷
بی دوست بهشتم به چه کارست و نه مردم
۸
گر بر دل من هر دو جهان جز حرسی نیست
۹
بر چشمه ی چشمم بنشین تا بگشایی
۱۰
خوناب چو سیلاب که کم از ارسی نیست
۱۱
چه کاه برِ همّت مردان چه کُهِ قاف
۱۲
عنقای تو در چشم نزاری مگسی نیست