شمارهٔ ۳۶۶
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
گر بر آرد عشقت از جانم قیامت
۲
من نخواهم کرد بر عاشق ملامت
۳
دیگران را جامه می سوزد مرا جان
۴
بر من مسکین چه می آید غرامت
۵
در بلای عشق می خواهم همیشه
۶
من نمی خواهم در این طوفان سلامت
۷
من ندانم در کدامین وجه باشم
۸
چون ز بالای جهت برخاست قامت
۹
عالمی در علت رشک از من و تو
۱۰
بر قد و بالای ما بود این علامت
۱۱
زلف آرامیده ی من چند شوری
۱۲
نیست در تشویش کس را استقامت
۱۳
هر چه در هستی ما از خشک و تر بود
۱۴
رغم ما را بستند از ما تمامت
۱۵
گر نخواهد کرد جان در کار عشقت
۱۶
سود کی دارد نزاری را ندامت