شمارهٔ ۳۶۹
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
گر بیایی به سر چشمه ی حیوان برمت
۲
پای کوبان به تماشا گه رضوان برمت
۳
شرط آن است ولیکن که هم از گام نخست
۴
دست بر دست رضا با سر پیمان برمت
۵
چشم بر هم نه و بر بند زبان از سر صدق
۶
جان به شکرانه بده تا بر جانان برمت
۷
آرزومند وصالی و به غایت محروم
۸
به من آ تا به در از ورطه ی هجران برمت
۹
بارکش مور صفت باد چه می پیمایی
۱۰
گر بیایی به سر تخت سلیمان برمت
۱۱
جبرئیلم نه من و نه تو رسولی اما
۱۲
رخت بر تخت گه سدره نشینان برمت
۱۳
زهره داری که بیندیشی و رخصت یابی
۱۴
گر نه من بر سر گنجینه ی سلطان برمت
۱۵
گر سر بندگی آل محمّد داری
۱۶
تا بیاموزمت اول بر سلمان برمت
۱۷
ور تمنای مقیمان سماوات کنی
۱۸
بی نزاری چو بیایی بر ایشان برمت