شمارهٔ ۳۸۴
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ترا که صحبت اهل دلی نکرده فتوح
۲
بقای خضر چه دانی چه بود و کشتی نوح
۳
شود چو چشمه خورشید نور بخش دلت
۴
گرت ز جام صفا می دهند وقت صبوح
۵
چو راح در سرت افتد به راه عقل مرو
۶
که راح آفت عقل آمده ست و راحت روح
۷
خوش است مستی و رندی بیا و می در ده
۸
که ما ز زهد و ورع توبه کرده ایم نصوح
۹
رعایت دل عشّاق کن که وقت نیاز
۱۰
جهان خراب کند گوشه دل مجروح
۱۱
مرا به شرح مگو کین بهشت و آن دوزخ
۱۲
که مرد اهل ز دیوانه نشنوند مشروح
۱۳
لطیفه های نزاری نگر زخمریّات
۱۴
چه می کنی زمقامات مادح و ممدوح