شمارهٔ ۴۱۲
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
خانۀ تست بخفت ار سرِ خوابت دارد
۲
تا که را زهره و یارا که عذابت دارد
۳
گر شرابت کم و بیش است به ساقی فرمای
۴
جامکی تا به مرادِ تو شرابت دارد
۵
و گرت مصلحتی نیست کسی مانع نیست
۶
اختیارِ همه کنکاج صوابت دارد
۷
به اجازت جگری دارم و گرم است تنور
۸
رد مکن گر هوسِ بویِ کبابت دارد
۹
چه شود بنده نوازی کن و ساکن بنشین
۱۰
امشبی گر سرِ این کُنجِ خرابت دارد
۱۱
آبِ انگور مگر در سرت افکند آتش
۱۲
زان چنین بر زبرِ آتش و آبت دارد
۱۳
وقتِ رفتن نرسیده ست و چنان مست نیی
۱۴
آخر ای جانِ نزاری چه شتابت دارد