Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
حکیم نزاری · غزلیات

شمارهٔ ۴۱۹

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
نه پسته چون دهنِ تنگِ یارِ من دارد
۲
نه باغ چون رخِ گل رنگِ یارِ من دارد
۳
به حسن و ناز و به غمز و کرشمه سرو به باغ
۴
همی خرامد اگر [ سنگِ ] یارِ من دارد
۵
خروش زهره ز بامِ سیم فلک به صبوح
۶
گمان برم که شش آهنگِ یارِ من دارد
۷
هزار صید بر آویخته ست فتنۀ عشق
۸
به هر کمند که بر چنگِ یارِ من دارد
۹
دگر تحمّلِ خون خوردنم نخواهد بود
۱۰
که طاقتِ دلِ چون سنگِ یارِ من دارد
۱۱
مرا حدیثِ نزاری خوش آمده ست از آنک
۱۲
حلاوتِ دهنِ تنگِ یارِ من دارد

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.