شمارهٔ ۴۲۵
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
هر کس نظرِ خاطر با خوش منشی دارد
۲
آری دلِ مشتاقان با جان کششی دارد
۳
از طعنۀ بی حاصل بدخواه چه می خواهد
۴
او عاقل و من عاشق هر کسی روشی دارد
۵
گر تو بروی امّا در پردۀ زهّادی
۶
این رندِ خراباتی هم پرورشی دارد
۷
صرّافِ وجودِ ما خونِ دلِ رز باشد
۸
خود سنگِ محک گوید هر زر که غشی دارد
۹
ما ریخته خونِ رز در حلقِ و حسودِ ما
۱۰
خونِ دل خود خورده هر کس خورشی دارد
۱۱
گفته ست نزاری را ناگاه بسوزانم
۱۲
من نیز رضا دادم گر یخ تبشی دارد