شمارهٔ ۴۸۵
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
تا با منت این ملال باشد
۲
کی با منت اتّصال باشد
۳
هر چند که صحبتِ گدایی
۴
با پادشهی محال باشد
۵
نتوان دانست هم بکوشم
۶
باشد که مگر وصال باشد
۷
گر حسن کند شگفت نبود
۸
آن را که چنین جمال باشد
۹
جز خاکِ درِ تو آتشِ دل
۱۰
ننشاند اگر زلال باشد
۱۱
اندیشه نمی کنی که چندین
۱۲
بی داد و ستم وبال باشد
۱۳
از کویِ تو جان برد نزاری
۱۴
هرگز نبرد خیال باشد
