زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
حکیم نزاری · غزلیات

شمارهٔ ۴۹۴

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
شرابِ تلخ هنی تر ز انگبین باشد
۲
به خاصه کز کفِ سروِ سمن سرین باشد
۳
نه در بهشت شراب است و شاهدست اینک
۴
شراب و شاهد ازین خوب تر همین باشد
۵
حریفِ مجلسِ ما بین به نقد و نسیه مگو
۶
که در بهشت تماشایِ حورِ عین باشد
۷
مدار چشمِ ریاضت ز ما برایِ بهشت
۸
مگر برای بهشتی که در زمین باشد
۹
بهشتِ مکتسبی گو خدا بدان کس ده
۱۰
که شکر و منّتِ او را به جان رهین باشد
۱۱
مرا بس است که حالی علی المراد به نقد
۱۲
شرابکی مُعَد و یارکی قرین باشد
۱۳
به صدق گفتم و دانم حسود خواهد گفت
۱۴
که مذهبِ حکما بر خلافِ دین باشد
۱۵
ولی مرا چه غم است از عدو که بد گوید
۱۶
بگوی گو روشِ عاشقان چنین باشد
۱۷
صراطِ عشق سپردن به پایِ اعما نیست
۱۸
کسی نگفت که کژ دیده راست بین باشد
۱۹
درین مقام نگنجد قدم گران جان را
۲۰
وگر مثل به محل هم چو انگبین باشد
۲۱
طریقِ عشق نشاید به چشمِ شک بردن
۲۲
مگر کسی چو نزاری علی الیقین باشد

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.