شمارهٔ ۴۹۶
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ترا خود رسمِ دل داری نباشد
۲
جز آیینِ جفا کاری نباشد
۳
ازین ها به بده ما را کزین ها
۴
که با ما می کنی یاری نباشد
۵
مکن با اهلِ دل نا التفاتی
۶
عزیزان را دلِ خواری نباشد
۷
تو خود انصاف ده تا خاطرِ یار
۸
نیازارند اغیاری نباشد
۹
نمی دانی که اندر مذهبِ عشق
۱۰
گناهی چون دل آزاری نباشد
۱۱
میانِ دوستان آزار باشد
۱۲
ولیکن رسمِ بیزاری نباشد
۱۳
به زور و زر بر آید کارِ عاشق
۱۴
نزاری را به جز زاری نباشد
