شمارهٔ ۵۰۴
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
به لطف تو نبود گر بسی نکو باشد
۲
کسی نگفت که ترک فرشته خو باشد
۳
عجایب از تو فرو مانده ام که تا شخصی
۴
بود که اینهمه اخلاق خوش درو باشد
۵
شمایل تو بیا گو ببین ملامت گر
۶
اگر چو من نشود حق به دست او باشد
۷
مرا به سنگ ملامت نمی زنند که دل
۸
نه دل بوَد ، پس اگر بشکند سبو باشد
۹
به چاه گویِ زنخدانت ار نگاه کنند
۱۰
هزار دلشده سرگشته همچو گو باشد
۱۱
اگر به دوش براندازی و نپوشانی
۱۲
جهان ز نافه زلف تو مشک بو باشد
۱۳
نصیب من ز تو اندیشه ای تمام بود
۱۴
مرا چه زهره و یارای گفتگو باشد
۱۵
نزاریا تو خود انصاف خود بده تا حیف
۱۶
بود که چون تو کسی را نظر برو باشد
