زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
حکیم نزاری · غزلیات

شمارهٔ ۵۲۰

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
چو ماه از گنبد خضرا برآمد
۲
به عذرا از درم عذرا برآمد
۳
عرق بر خرمن ماهش نشسته
۴
چو شبنم برکنار کوثر آمد
۵
فرو هشته دو گیسوی مسلسل
۶
که هر یک زان کمند دیگر آمد
۷
در آن گرمی ز تنگی دهانش
۸
نفس پیچیده از حلقش برآمد
۹
گرفتم برکنارش تنگ اگرچه
۱۰
میانش در کنارم لاغر آمد
۱۱
ببوسیدم بنا گوش چو سیمش
۱۲
عجب کز سیم بویِ عنبر آمد
۱۳
بدو گفتم عجب می دارم الحق
۱۴
که یادت از من غم پرور آمد
۱۵
به من گفت ای فلان از فرط مستی
۱۶
جهان گویی مگر بر تو سرآمد
۱۷
بحمدالله فراغت داری از من
۱۸
که یک جامت به صد جان خوش تر آمد
۱۹
به سر در پاش افتادم که زنهار
۲۰
سر شوریده از خوابم برآمد
۲۱
نزاری هم مگر بینی به خوابش
۲۲
به بیداری که را کی باور آمد
۲۳
محال عقل باری نیست مارا
۲۴
که کس را نیم شب در بر خور آمد

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.