شمارهٔ ۵۴۸
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
این حوریان مگر ز سماوات میرسند
۲
یا خود ز خیل خانۀ جنّات میرسند
۳
گویی مگر گریختهاند از بهشتِ عدن
۴
مستعجلان ز بهرِ ملاقات میرسند
۵
یا از برای طوف به دنیا درآمدند
۶
یا از پیِ وفورِ مهمّات میرسند
۷
نینی قرینهای دگرست این سئوال را
۸
مهمانِ ما ز محضِ کرامات میرسند
۹
بسیار بردهایم به حاجت نیازِ خویش
۱۰
بر موجبِ قبولِ مناجات میرسند
۱۱
ما خود به حقِّ خود برسیدیم و لا محال
۱۲
با حقِّ خود به وجهِ مکافات میرسند
۱۳
هر قوم را که میگذرانند ازین مقام
۱۴
قومی دگر ز عالمِ طامات میرسند
۱۵
آری چنین بود که بدایات دورها
۱۶
با سر برند چون به نهایات میرسند
۱۷
اوّل ز لااله به ألّا الله آمدند
۱۸
از نفی بگذرند و به اثبات میرسند
۱۹
ماییم و پیرِ خویش و خراباتِ عاشقان
۲۰
هم عارفان به سرِّ خرابات میرسند
۲۱
آنها که در بدایتِ فطرت بمردهاند
۲۲
مشکل به زندگیِ قیامات میرسند
۲۳
نی مشکلاتِ سرّ و علن میکنند حلّ
۲۴
نی در رموزِ بحثِ مقالات میرسند
۲۵
در ذاتِ دوست محو شو آخر نزاریا
۲۶
هم ذاتِ کاملاند که در ذات میرسند