زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
حکیم نزاری · غزلیات

شمارهٔ ۵۵۲

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
شب هجران که دلم نوحه گری ساز کند
۲
با خیالت گله هجر تو آغاز کند
۳
آنچنان زار بگریم ز پریشانی دل
۴
که اجل تا به سحر صد رهم آواز کند
۵
ای بسا فتنه که از چشم تو در آفاق است
۶
تو چه کردی همه آن خانه برانداز کند
۷
محرمت کردم و انگشت نمایم کردی
۸
بی دل آنکس که تو را معتمد راز کند
۹
با تو در باخته ام بود و وجود و سر خویش
۱۰
بازی چست چنین عاشق جان باز کند
۱۱
گر نزاری ز تو لافی زند آن عین خطاست
۱۲
او چه مرغی ست که بر شاخ تو پرواز کند

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.