شمارهٔ ۵۵۸
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
به قول نکردی وفا چنین نکنند
۲
شدی به شعبده در خون ما چنین نکنند
۳
گنه به جانب ما می نهی و عهد وفا
۴
به قصد می شکنی ماجرا چنین نکنند
۵
خلاف صلح کنی و به عذرخواه عتاب
۶
بهانه دگر آری صفا چنین نکنند
۷
روا مدار ستم بر ستم نیفزایند
۸
مکن مکن که جفا بر جفا چنین نکنند
۹
مرا به کام حسود ای عزیز خوار مکن
۱۰
به دوستی که نداری روا چنین نکنند
۱۱
در وصال به رویم مبند و فرمان بر
۱۲
که با شکسته دلان دلبرا چنین نکنند
۱۳
چه واجب است مکافات مستحق کردن
۱۴
سزای رحمت و عفوم چرا چنین نکنند
۱۵
دل شکسته خود در تو بسته ام زنهار
۱۶
مبر ز من که جزای وفا چنین نکنند
۱۷
جفا و جور کنی بر نزاری مسکین
۱۸
مکن چنین و بترس از خدا چنین نکنند
