زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
حکیم نزاری · غزلیات

شمارهٔ ۵۶۰

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
مرا تا با تو افتاده ست پیوند
۲
نه در گوشم نصیحت رفت نه پند
۳
دلم بر می جهد هر لحظه از جای
۴
به دیدارت چنانم آرزومند
۵
ندارم صبر اگر باور نداری
۶
بگیر اینک بیا دستم به سوگند
۷
که نه رسم محبت من نهادم
۸
برفته است از ازل حکم خداوند
۹
ز بام آسمان استاد فطرت
۱۰
برآمد دیر تا این تشت بفکند
۱۱
دلم چون است در سوگ وصالت
۱۲
چو مادر در فراق کشته فرزند
۱۳
اگر در زجر می کوشید هر بار
۱۴
فراق این بارم از بنیاد برکند
۱۵
هزاران چشمه از چشمم روان است
۱۶
که سنگین تر غمی دارم ز الوند
۱۷
دهانی دارم از هجران به تلخی
۱۸
چو حنظل از لبی شیرین تر از قند
۱۹
خدایا ناسپاسی نیست لیکن
۲۰
ندانم هجر تا کی، صبر تا چند
۲۱
بر آتش باد جانش کز تعصب
۲۲
نمک بر ریش مجروحم پراکند
۲۳
نباشد جان مشتاقان بی دل
۲۴
ز جانان بیش از این مهجور خرسند
۲۵
نزاری را تویی جان گرامی
۲۶
تن بی چاره بی جان بیش مپسند

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.