زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
حکیم نزاری · غزلیات

شمارهٔ ۵۷۲

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ما را نه ممکن است که از تو به سر شود
۲
گر حکمِ آفرینشِ عالم دگر شود
۳
آرام نیست یک نفسم در فراقِ تو
۴
صبرم میسّر از تو دریغا اگر شود
۵
گر جرمِ آفتاب بپوشد شگفت نیست
۶
از دودِ آهِ من که به بالایِ سر شود
۷
نامِ تو بر زبانِ قلم می دهم برون
۸
بگذار تا سرم به سرِ خامه در شود
۹
هر جان که دل به ابرویِ هم چون کمان دهد
۱۰
باید که پیشِ تیرِ ملامت سپر شود
۱۱
کو همّتی که بر شکند از وجودِ خویش
۱۲
تا قصّۀ مطوّلِ ما مختصر شود
۱۳
می بایدم که محو شوم در کمالِ دوست
۱۴
زان پیش تر که مدّعیان را خبر شود
۱۵
جانم در آرزویِ جمالت ز بس شتاب
۱۶
هر دم گمان برم که ز قالب به در شود
۱۷
تا پس نه دیر زود در اطرافِ کاینات
۱۸
حسنِ تو هم چو نامِ نزاری سمر شود

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.