زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
حکیم نزاری · غزلیات

شمارهٔ ۵۷۶

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
آهِ ندامت ز شیخ وشاب بر آید
۲
آری چندان که آفتاب بر آید
۳
عشق دمی در دمد به صورِ محبّت
۴
بو که سرِ خفتگان ز خواب برآید
۵
از جگرِ منتظر نوایرِ حسرت
۶
در جسدِ آلِ بوتراب بر آید
۷
هیچ نمانده ست کز خزاینِ ظالم
۸
بانگ به تاراجِ انقلاب برآید
۹
برقِ محبّت محیطِ عقل بسوزد
۱۰
آتشِ عشق از میانِ آب برآید
۱۱
صاعقۀ عشق اگر شود متواتر
۱۲
دود ازین تودۀ خراب برآید
۱۳
حاسد اگر قرعه یی زند به تفال
۱۴
در حقِ او آیۀ عذاب برآید
۱۵
در حقِ ما هر که بد سگالد و گوید
۱۶
روزِ مکافات از ثواب برآید
۱۷
آتشِ آهم اگر به دیر درافتد
۱۸
دود ز خُم خانۀ شراب برآید
۱۹
ما و خراباتِ عشق رغمِ عدو را
۲۰
جان ز تنش تا به تفت و تاب برآید
۲۱
مجلسِ ما خوش تر از بهشت که هر دم
۲۲
حوروشی دیگر از نقاب برآید
۲۳
پیشِ رباب از فراقِ دعد بنالد
۲۴
زاریِ زیرش چو از رباب برآید
۲۵
بخت دگر باره گر دری بگشاید
۲۶
کامِ نزاری ز فتحِ باب برآید
۲۷
آری اگر فطرتش مناسبِ حال است
۲۸
دعوتِ مظلوم مستجاب برآید
۲۹
دولت اگر خود مساعدت نکند هیچ
۳۰
فتنه ز تسکین به اضطراب برآید

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.