زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
حکیم نزاری · غزلیات

شمارهٔ ۵۷۷

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
قیامت از جهان باری برآید
۲
چنین سرو ار به گلزاری برآید
۳
نقاب از روی اگر خواهی برانداخت
۴
ازین آشوب بسیاری برآید
۵
مرا گویند بی کاری مکن پیش
۶
بکوشم هم مگر کاری برآید
۷
چو سوزن شد وجودم در خیالش
۸
ز پایم عاقبت خاری برآید
۹
امیدی نیست سوزن را که روزی
۱۰
سرش از حبیبِ دل داری برآید
۱۱
چه کم گردد ز دل داری که باری
۱۲
دمی گردِ دلِ یاری برآید
۱۳
چه خواهد کرد جز تسلیم مظلوم
۱۴
اگر دستِ ستم گاری برآید
۱۵
به هر کویی که بگذشتم رقیبی
۱۶
به رویم هم چو دیواری برآید
۱۷
نظر بر ماهِ تابان گر فکندم
۱۸
به چشمم آدمی خواری برآید
۱۹
نزاری حاجتی داری به زاری
۲۰
نکو زن فال گو آری برآید
۲۱
شبی گر در کنارم آرم میانش
۲۲
همه امیّدِ من باری برآید

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.