زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
حکیم نزاری · غزلیات

شمارهٔ ۵۷۹

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
هیچ باشد که سفر کردۀ ما بازآید
۲
به جفا رفت همانا به وفا باز آید
۳
ترسم آن تُرکِ ختایی به خطا میل کند
۴
چون ختایی ست نباید به خطا بازآید
۵
شرمم آید ز خیالش که به کس در نگرم
۶
مُهر بر دیده و دل دارم تا بازآید
۷
نامه ای از دلِ پردرد روان خواهم کرد
۸
تا مگر حاجتم از راه روا بازآید
۹
دستِ امیّد به دامانِ سحر باید زد
۱۰
برم ار یار بیاید به دعا بازآید
۱۱
صبحدم دوشی پیامی به صبا دادم و رفت
۱۲
انتظارست که هر لحظه صبا بازآید
۱۳
چند بر آتشِ محنت جگرم خواهد سوخت
۱۴
بو که آبی به رخِ دولتِ ما باز آید
۱۵
دولت از فضلِ خدا یافته بودم چو برفت
۱۶
چشم دارم که هم از فضلِ خدا بازآید
۱۷
چند گویم که نزاری ز فلان باز آمد
۱۸
به کجا رفت نزاری و کجا باز آید

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.