زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
حکیم نزاری · غزلیات

شمارهٔ ۵۹۰

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
خوش آید به آوازِ بلبل نبید
۲
سحر کاسه یی دو بباید چشید
۳
جمادی بود گر نجنبد ز جای
۴
که آواز بربط به گوشش رسید
۵
دمِ نقد را دان که داند که باز
۶
که خواهد ز ما سالِ آینده دید
۷
چو بَر شد ز آوازِ بلبل سماع
۸
صلاتِ مؤذّن که خواهد شنید
۹
چو شد ممتلی مغزت از خند ریس
۱۰
چنان دان که ایزد جهان نافرید
۱۱
ز بالایِ منبر میِ صاف را
۱۲
نباید شکستن بباید شمید
۱۳
دری کان ز بدوِ ازل بسته اند
۱۴
چه گویی که آن در ندارد کلید
۱۵
سکندر ز ظلمت نمی رست اگر
۱۶
ز آبِ خَضر جرعه یی می کشید
۱۷
فرو رفت بر هرزه شوریده کار
۱۸
از آن گه که گردِ جهان بر دوید
۱۹
ندانست کان قطرۀ آب چیست
۲۰
چو ماهی از آن آرزو می تپید
۲۱
به دورِ نزاری اگر می فتاد
۲۲
نمی گفت مسکین نمی آرمید

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.