شمارهٔ ۵۹۶
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ز دوستانِ قدیمی نظر دریغ مدار
۲
ز کویِ ما به طوافی گذر دریغ مدار
۳
قبول کردۀ خود را به عیب باز مده
۴
عنایتی ز منِ بی هنر دریغ مدار
۵
مرا به رسمِ عیادت بپرس و رحمت کن
۶
طبیبِ درد تویی گل شکر دریغ مدار
۷
به جامِ وصل خمارِ مفارفت بشکن
۸
ز تشنه آب وز عاشق نظر دریغ مدار
۹
نه نامه ای نه سلامی ز دوستی اثری
۱۰
نمی نمایی باری خبر دریغ مدار
۱۱
نگویمت که مثالی به طم طراق فرست
۱۲
سه چار حرف ز من مختصر دریغ مدار
۱۳
سماعِ نالۀ من کن شبانِ تا به سحر
۱۴
نگویمت که ز من خواب و خور دریغ مدار
۱۵
به دوستی که به چشمِ موافقت نظری
۱۶
ز دوستانِ حقیقی دگر دریغ مدار
۱۷
نزاریا چه کنی دستِ ما و دامنِ دوست
۱۸
ز آستانۀ تسلیم سر دریغ مدار
۱۹
اگر مطالبۀ جان کند تفاوت نیست
۲۰
مرادِ دوست بده ما حضر دریغ مدار
