زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
حکیم نزاری · غزلیات

شمارهٔ ۵۹۸

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
به هیچ بندگیی گرچه نیستم در کار
۲
تو شرطِ بنده نوازیِ خود فرو مگذار
۳
ز جنسِ عیب و هنر نیست آدمی خالی
۴
من ارچه بی هنرم هم نظر دریغ مدار
۵
جزاین گناه ندارم که دوست می دارم
۶
تورا و گرنه به جایِ خودست استغفار
۷
وگر جریمه ای از بنده در وجود آمد
۸
به زلّتی نتوان شد ز دوستان بی زار
۹
ز من زمانه بگردید و روزگار گذشت
۱۰
وگر تو نیز عنایت دگر کنی زنهار
۱۱
تو در کنارِ من انصاف را چنان باشی
۱۲
که در میانِ خَزَف عِقدِ لؤلؤ شه وار
۱۳
ولی چو هستم از اوّل عزیز کردۀ تو
۱۴
عزیز کردۀ خود را چنین مگردان خوار
۱۵
درست شد که ز من بر شکسته ای آری
۱۶
به روزگارِ عنایت چنین نبود قرار
۱۷
چو نی نزار شده ست از درِ ملامت نیست
۱۸
اگر بنالد و زاری کند نزاریِ زار
۱۹
از آستانۀ شاهِ جهان چنین محروم
۲۰
تنی مریض و دلی مبتلا زهی سر و کار

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.