زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
حکیم نزاری · غزلیات

شمارهٔ ۶۱۱

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
یار با ما نه چنان بود که هر بارِ دگر
۲
ترک ما کرد گرفته‌ست مگر یارِ دگر
۳
وعدۀ وصل همی‌داد و نمی‌کرد وفا
۴
داشت هر روز بیاراسته بازارِ دگر
۵
گفته بود از منش این‌بار دری نگشاید
۶
گو برو از پیِ یاری دگر و کارِ دگر
۷
از خدا شرم ندارد که روا می‌دارد
۸
هر نفس بر تنِ رنجورِ من آزارِ دگر
۹
می‌روم دامنِ دل‌چاک و گریبانِ وصال
۱۰
تا کجا و کی و چون دست دهد بارِ دگر
۱۱
من به صد جور از او روی نپیچم گرچه
۱۲
هرکس از رویِ دگر می‌کند انکارِ دگر
۱۳
زاریِ زارِ نزاری بکند هم اثری
۱۴
زارتر خود ز نزاری نبود زارِ دگر

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.