زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
حکیم نزاری · غزلیات

شمارهٔ ۶۲۳

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
خمار چشم تو داده‌ست چشم‌ها را نور
۲
تو چشم خویش نگه‌دار تا شود مستور
۳
مگر که چشمهٔ حیوان ندیده‌ای جانا
۴
چو خضر باش طلب گر که هست بادیه دور
۵
تو عالمی و علمدار تو‌ست شیطانی
۶
تو عِلم گوی که شیطان شود ز تو مقهور
۷
چو راست گفتی و دیگر مکن تو کذّابی
۸
که جای این بر نارست و جای آن بر حور
۹
ز چشم چشمهٔ معنی گشای و نیکوبین
۱۰
که چشمه‌ها همه از چشم ما شود معمور
۱۱
چو چشم خویش وطن ساز از تکِ ظلمات
۱۲
که راهِ‌وی به بهشت است نزد حور و قصور
۱۳
بگیر دستهٔ نرگس نزاریِ خوشگو
۱۴
بخور تو بادهٔ مستانه از لبِ خَنّور

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.