زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
حکیم نزاری · غزلیات

شمارهٔ ۶۳۸

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
پردهٔ عشّاق ساخت بلبل شوریده باز
۲
کرد بر آهنگ من نالهٔ شب گیر ساز
۳
او زده دستان به قهر من زده دستان به شوق
۴
او ز گل بی‌ثبات من ز غم دل‌نواز
۵
نالهٔ دل سوز او چون سخن عشق زار
۶
قصّهٔ اندوه من چون شب هجران دراز
۷
قاعدهٔ عشق من ظاهر و باطن قدیم
۸
واسطهٔ شوق او صورت و معنی مجاز
۹
شاهد بدعهد او با همه کس همنشین
۱۰
یار وفادار من از همه کس بی‌نیاز
۱۱
آن که نظیرش به حسن در همه آفاق نیست
۱۲
می‌رسدش گر کند بر همه آفاق ناز
۱۳
آن چه غمش می‌کند با من پر خون جگر
۱۴
با دل دنیا پرست آن نکند حرص و آز
۱۵
صحبت نامحرمان قربت افسردگان
۱۶
خون دلم می‌خورد هم چو شب دیر باز
۱۷
سینهٔ پر درد من موج سخن می‌زند
۱۸
آه دریغا کجاست محرم حرفی به راز
۱۹
از همه عالم مراد روی کند سوی او
۲۰
هر که در دل کند بر همه عالم فراز
۲۱
جان نزاری نگر در خم ابروی دوست
۲۲
دولتِ محمود بین در سر زلف ایاز

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.