زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
حکیم نزاری · غزلیات

شمارهٔ ۶۵۰

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
اگرچه دل به کسی داد، جان ماست هنوز
۲
به جان او که دلم بر سر وفاست هنوز
۳
ندانم از پی چندین جفا که بر من کرد
۴
نشان مهر وی اندر دلم چراست هنوز
۵
به لابه با دل گفتم ز خاطرش بگذار
۶
جواب داد فلانی مگر کجاست هنوز
۷
چو مرده باشم اگر بگذرد ز خاک لحد
۸
هزار نعره برآرم که جان ماست هنوز
۹
کجاست خانهٔ قاضی که در مقالت عشق
۱۰
میان عاشق و معشوق ماجراست هنوز
۱۱
عداوت از قبل آن شکسته پیمان است
۱۲
وگرنه از طرف ما همان صفاست هنوز
۱۳
نیازمندی من در قلم نمی‌گنجد
۱۴
قیاس کردم از اندازه ماوراست هنوز
۱۵
بیا و روی ز من بر متاب و دستم گیر
۱۶
که در سرم ز تو آشوب و فتنه‌هاست هنوز
۱۷
سلام من برسان ای صبا به یار و بگوی
۱۸
که خاطر از سر عهد تو برنخاست هنوز
۱۹
حکایتش کن اگر پرسد از نزاری زار
۲۰
که چون به درد تو بی‌چاره مبتلاست هنوز

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.